تبليغاتX

هر سال، سال کوروش بزرگ

 هر سال، سال کوروش بزرگ کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی

دو پیام از منوچهر محمدی

                                                            

پيام منوچهر محمدي به سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا، تمامي دولتها و مجالس نمايندگي دنيا از جمله دولت و كنگره آمريكا، كليه سازمانها و مجامع حقوق بشري جهان، تمامي انجمنهاي دانشجويي دانشگاههاي دنيا، مؤسسات علمي، تحقيقي و پژوهشي دانشگاههاي جهان از جمله مؤسسه مسا در آمريكا و مؤسسات تحقيقي و پژوهشي براي پيشبرد حقوق بشر و دموكراسي در جهان.

كمتر كسي در دنيا است كه با نام زندان اوين در پايتخت ايران آشنا نباشد. جايي كه صدها هزار انسانهاي آزاده و دموكراسيخواه در طول سي سال حكومت جمهوري اسلامي، زنداني و دهها هزار نفر اعدام و سنگسار شدند. ما اعضاي خانواده محمّدي از جمله خودم، برادر، خواهر، پدر و مادرم هر يك به نوعي چون هزاران هموطن ديگر كم و بيش با سختيها و شكنجههاي اين زندان و بازداشتگاههاي آن آشنا گشتيم، بطوريكه من و برادرم در جنبش اعتراضي معروف كوي دانشگاه تهران در 18 تيرماه 1378 شمسي دستگير و به عنوان متهمان رديف اول ودوم آن جنبش اعتراضي شناخته شديم، تا آنجا كه تمامي راديو و تلويزيونها و مطبوعات نظام تا هفتهها تمامي كوششان را در گزارشهاي خبري و تحليلي براي تخريب و تضعيف من به عنوان رهبري جريان برانداز بكار گرفته بودند كه بجاي نتيجه مثبت، نتيجه معكوس و منفي را براي نظام به دنبال داشت، از طرفي بعد از سپري شدن 7 سال و 2 ماه از تحمل حبسمان، برادرم اكبر محمّدي در داخل زندان اوين بعلت مقاومت و پايداري، به طرز مشكوكي كشته شد، امّا نظام مُنكر كشته شدن اوست و اين در حاليست كه نظام به تقاضاي خانوادهام مبني بر روشن شدن علت مرگ او از طريق كالبدشكافي از طرف پزشكان بيطرف داخل يا خارج از مرز، مخالفت بعمل آورد بطوريكه حتي نظام، مكان دفن وي را بر خانواده ما تحميل نمود، از طرفي من هم، بعد از مرگ برادرم، ناچاراً براي حفظ جان خود با عقبنشيني تاكتيكي از مواضع سياسيام بطور شفاهي، از داخل زندان تقاضاي مرخصي براي حضور در مراسم برادرم را كرده بودم كه مورد موافقت رياست زندان و دادستاني قرار گرفت و من هم بالاجبار بعد از چند روز، شبانه با عبور از كوهها از كشور گريختم و به آمريكا پناه آوردم و امّا علت آمدن من به آمريكا، اجراي برنامههاي گوناگون در مراحل مختلف ميباشد از جمله ركاب زدن با دوچرخه در مسيرهاي طولاني تعدادي از كشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريكا مبني بر تقاضا جهت ديدار و گفتگو با نمايندگان پارلمانها و دولتهاي دموكراتيك مركزي و ايالتي آن كشورها و نيز سازمان ملل متحد، تمامي مجامع حقوق بشري، مؤسسات مدافع آزادي و دموكراسي و نيز دادگاههاي بينالمللي قضايي مبني بر توجّه جدي و وافي به پيامها و خواستهاي حقوق بشريام كه در ذيل ميآيد.
1 ـ جدي گرفتن دنيا نسبت به سياستهاي جمهوري اسلامي مبني بر تلاش مخفي و آشكار اين نظام جهت تشكيل يك حكومت واحد جهاني طبق مُدل جمهوري شيعي اسلامي از طريق نابودسازي كامل غرب و اسرائيل.
جمهوري اسلامي ايران، نظامي است بر پايه ولايت فقيه، بطوريكه ولايت فقيه يك شاخه بسيار ناچيز و كوچك از جهان اسلام است يعني نود در صد مسلمانان اهل سُنت هستند كه مذهب شيعه را اصولاً كفرگويي ميدانند و ده در صد باقيمانده، شيعياني هستند با مكاتب و شاخههاي متفاوت كه يكي از آن شاخهها، ولايت فقيه است و امّا جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه، يك نظام توتاليتر و تامگرا است كه قصد تشكيل يك حكومت جهاني اسلامي شيعي در سراسر دنيا بويژه در غرب را در سر دارد يعني سياست مبارزه با غرب تا زمان فراهم شدن نابودي آن، بخش جداييناپذير از ماهيّت اين نظام براي استقرار حكومت جهاني اسلامي است و اگر هم، هرازچندگاهي عقبنشيني در بعضي جهات چون موضوع انرژي هستهاي از سوي جمهوري اسلامي بعلت فشارهاي ناشي از غرب مشاهده ميشود صرفاً تاكتيكي است موقتي براي وقتكُشي و يا كاستن فشارهاي جهاني كه بر روي او سنگيني ميكند و يا تاكتيكي است براي گرفتن تضمين حفظ اين نظام از سوي جهان، آن هم جهت مجهز شدن بيشتر و يا فراهم ساختن موقعيت بهتر براي نابودسازي كامل غرب و اسرائيل.
بنابراين تداوم سياستهايي چون مخالفت و مبارزه با روند صلح خاورميانه ميان اعراب و اسرائيل، غنيسازي اورانيوم، ساختن موشكهاي بالستيك با بُرد شش هزار كيلومتر، ساختن كلاهك اتمي، و همچنين تداوم دخالتهاي بيمورد در راستاي ايجاد ناامني در لبنان، عراق و افغانستان و يا بعضاً كمك به القاعده آنهم با توجه به اختلافات عقيدتي و سياسي همگي نمونههاي آشكاري است در راستاي سياست نابودي و مبارزه با غرب جهت تشكيل يك حكومت واحد جهاني اسلامي طبق مُدل جمهوري اسلامي.
2 ـ جدي گرفتن دنيا نسبت به پديده تروريزم بينالمللي كه ثقل و مركز آن در تهران است تا قبل از اين كه شعله آتش تروريزم شيعي اسلامي به شكلهاي مختلف و بسيار گستردهاي دامن تمامي دولتها و مردمان دنيا را فرا بگيرد چرا كه، تا زماني كه جمهوري اسلامي در ايران حاكم است تروريزم و ناامني هم در دنيا، بويژه در غرب به قوّت خود باقي است زيرا كه حمايت از تروريزم و ناامني بينالمللي در كنار تلاش براي دستيابي به بمب اتمي يكي از ديگر سياستهاي اين نظام مبني بر مبارزه با غرب براي استقرار حكومت جهاني اسلامي طبق مُدل جمهوري اسلامي است.
3 ـ آنهايي كه (دولتها و ملتها)، نگران جنگ احتمالي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران هستند و هر روزه آن را در حد يك پيشبيني احتمالي محكوم و بزرگنمايي ميكنند و خواسته يا ناخواسته با برگزاري تظاهرات يكسويه ضد جنگ باعث ميشوند كه حاكمان بيمار ديني گستاختر شوند و به تداوم سياستهاي انرژي هستهاي و نيز كشتار و سركوب بيشتر مردم ايران و ناامني در جهان اصرار بورزند! آيا بهتر نيست كه بجاي مخالفت يكجانبه با جنگ اعلام كنند، نه جنگ و نه جمهوري اسلامي؟ چرا كه اگر جمهوري اسلامي نباشد نه جنگي صورت خواهد گرفت و نه كسي شاهد نقض مداوم حقوق بشر از سوي اين نظام خواهد بود و از طرفي بدترين و فجيعترين شكل جنگ را خود جمهوري اسلامي است كه با مردم ايران داشته و دارد. جنگي همچون فجايع سركوبيها، اعدامها و سنگسارهاي زنان و مردان ايران، بطوريكه حتّي حاكمان نظام هم، مُنكر اين واقعيتها نبوده و نيستند تا آنجا كه آنان بيشرمانه توجيه ايدئولوژيك توحيدي براي اعمال وقيحانه قتلهاي خود ارائه ميكنند. بنابراين تنها راه رهايي مردم ايران و جهان از كشتارها و ترورها و ناامنيها، تغييرات ساختاري زودهنگام و نه ديرهنگام بدست خود مردم ايران ميباشد بطوريكه اين كار حمايتهاي نظامي دنيا را نميطلبد بلكه نياز به حمايتهاي معنوي دنيا است و اگر هم دنيا تصميم ندارد به حمايت معنوي مردم ايران و اپوزيسيونهاي بيرون از مرز بشتابد امّا حداقل انتظار ما از آنان اتخاذ سياست خنثي يا بيطرفي است به جاي تداوم سياست حفظ و حمايت از نظام تروريستي ايران.
4 ـ تشكيل دادگاههاي بينالمللي جهت محاكمه جنايي و به تبع آن جلب و دستگيري سران حاكمان سياسي، قضايي و نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران، اولاً بعلت دست داشتن و ايفاي نقش بسياري از آن سران در مرگ بردارم اكبر محمّدي آن هم پس از گذشت 7 سال و 2 ماه حبس او در زندانهاي انفرادي و عمومي و آن هم با ارائه ادّلههايي چون استناد به اسناد و مدارك محكم و مبرهن بيشمار.
ثانياً، بعلت اعدامها و سنگسارهاي آشكار دهها هزار نفر از منتقدين و مخالفين نظام و نيز قتلهاي پنهاني زنجيرهاي صدها نفر در داخل و خارج از ايران در طول ساليان حكومت.
ثالثاً، به علت روح بيمار و فاشيستيگري كه سران حاكمان از جمله رهبري علي خامنهاي، رئيس جمهوري احمدينژاد، وزير اطلاعات محسن اژهاي، دادستان تهران مرتضوي و سران سپاه و نيز ديگر سران قبلي و فعلي بسياري از نهادهاي حكومت داشته و دارند حُكم جلب و دستگيري آنان بعنوان جنايتكاران بينالمللي، قطعاً كمكي خواهد بود براي پايان قتل و كشتار و نيز سركوب بيشتر زنان و مردم ايران و جلوگيري از ناامني در جهان.
5 ـ جدي گرفتن دولتهاي سياسي حامي دموكراسي و دادگاههاي قضايي بينالمللي مبني بر به جريان انداختن و يا مفتوح نگاه داشتن پرونده قتلهاي زنجيرهاي منتقدين و مخالفين نظام در بيرون از مرز ايران چون آقايان دكتر شاهپور بختيار، دكتر ابوالقاسم برومند، دكتر عبدالرحمان قاسملو، دكتر صادق شرفكندي، دكتر كاظم رجوي، تيمسار غلامعلي اويسي، خلبان محمدي، ناخدا شهريار شفيق، فريدون فرخزاد، دكتر سيروس الهي، سروش كتيبه، عبدالله قادري، دكتر رضا مظلومان و دهها مقتول مخالف و منتقد ديگر نظام.
6 ـ قطع روابط همهجانبه، بويژه اعمال تحريم جدي اقتصادي و تجاري عليه نظام تروريستي ايران، بنحوي كه اين تحريم در راستاي تضعيف اهرمهاي قدرت حاكمان جمهوري اسلامي ايران بكار گرفته شود، نه تضعيف مردم ايران. امّا سؤال من در اينجا از نظامهاي دموكراتيك دنيا، بويژه حكومتهاي غرب اروپا اين است كه چرا آنها، با آگاهي از اصلاحناپذيري نظام تروريستي ايران، همچنان مصمم هستند كه حقوق بشر در ايران را فداي مصالـح اقتصادي كشورشان نمايند؟! و يا همچنان بر تقويت روابط اقتصادي و تجاري كوتاه مدت ناپايدار بجاي بلندمدت بعد از آزادي ايران اصرار ميورزند؟!
7 ـ تلاش جدي و وافي جهت آزادي تمامي زندانيان سياسي و قطع دائمي سركوبها، دستگيريها، اعدامها و سنگسارها در ايران از طريق توسل به اهرمهاي متعدد فشار از سوي تمامي مجامع سياسي و حقوق بشري جهاني چرا كه حكومت اسلامي ايران، به علت خوي استبدادي برگرفته از ذات ايدئولوژيك فقهي، فهم و دركي از زبان ديپلماتيك ندارد و اگر هم به ندرت در جاهايي اين درك مشاهده ميشود صرفاً تاكتيكي است موقتي براي امتيازگيري و يا كاستن فشارهاي جهاني كه بر روي او سنگيني ميكند.
8 ـ قطع معاملات پشت پرده دنيا از جمله كشورهاي غربي با خواستههاي غير دموكراتيك و ضد مردمي جمهوري اسلامي ايران مبني بر قانوني كردن تضمين حفظ آن نظام در صورت قطع تداوم سياستهاي انرژي هستهاي و…
رهبران دنياي غرب بويژه اروپا، نبايست مسئله بسيار مهمي، همچون حقوق بشر در ايران را نديده گرفته و يا بيتوجه از آن عبور كنند، چرا كه حتماً فراموش نكردهاند زماني اروپا خودش اولين قرباني نقض حقوق بشر از سوي حكومتهاي ديني قرون وسطائي (ميلادي 1453 ـ 475) بوده است. بطوريكه ميليونها آزاده اروپايي با پرداخت هزينههاي بس گزاف از جمله نثار جان خود، آزادي را براي مردم آن سرزمينها به ارمغان آورده بودند تا آيندگان همچون آنان مورد ستم واقع نشوند و براي هميشه از حقوق طبيعي انساني همچون آزادي، امنيت و حقوق بشر برخوردار گردند امّا نميفهمم رهبران سياسي آن كشورها كه فرزندان همان جانباختگان راه آزادي هستند چرا نميخواهند با بازخواني تاريخ گذشته سياسي كشورهاي خود، فرياد تظلمخواهي هفتاد ميليون ايراني ستمديده كه دست ياري به سوي آنها دراز كردهاند را بشنوند و به كمك معنوي آنها بشتابند؟! و چرا آنها به مدت سه دهه، آسوده و آرام نظارهگر امواج بگير و ببندها، ترورها و قتل و كشتارهاي مردم محبوس و ستمديده ايران بوده و هستند و اشكهاي چشمان فرزندان، برادران، خواهران، پدران و مادران داغديده عزيز از دست داده را نديده و نميخواهند ببينند.
9 ـ پيگيري نظامهاي دموكراتيك، مؤسسات مدافع آزادي و حقوق بشري، سازمان ملل متحد و دادگاههاي قضايي بينالمللي مبني بر گشودن پروندههاي ضد حقوق بشري جمهوري اسلامي از جمله قتلهاي زنجيرهاي فعالين سياسي، منتقدين و نويسندگان داخل كشور چون خانم پروانه فروهر، آقايان داريوش فروهر، علي اكبر سعيدي سيرجاني، محمد مختاري، محمد پوينده، مجيد شريف، دكتر سامي، پيروز دواني، تفضلي، غفار حسيني، احمد ميرعلايي و سيد احمد خميني و صدها قتلهاي زنجيرهاي ديگر از سوي نظام و همين طور قتلهاي مشكوك زندانيان سياسي، مطبوعاتي و عقيدتي در زندانهاي جمهوري اسلامي ايران چون خانمها زهرا كاظمي و زهرا بنييعقوب، آقايان وليالله فيض مهدوي، ابراهيم لطفاللهي.
10 ـ كمك جهت موافقت زود هنگام با تقاضاي پناهندگي سياسي دانشجويان، كُردهاي ايراني معروف به كُردهاي شمال عراق و نيز ديگر مبارزان سياسي ايراني ثبت نامي un در تركيه، يونان، قبرس، عراق و ديگر كشورهاي عربي و سرمرزي ايران كه ماهها و حتّي سالها با وضعيت بسيار وخيم در آن كشورها زندگي ميكنند به طوري كه از يك سو، از جانب حكومت آن كشورها، احتمال بازگشت آنها به ايران وجود دارد و از ديگر سو، از ناحيه حكومت ايران مورد تهديد جاني واقع ميباشند چنان كه اسناد و مدارك زيادي در دست است مبني بر اين كه تاكنون بسياري در آن كشورها به طرز مشكوك از پاي درآمدند و يا به ايران ديپورت شدند و بلافاصله زنداني و اعدام گشتند و يا همينطور مشخص شدن وضعيت آناني كه همچنان در كشورهاي اروپايي بلاتكليف بسر ميبرند و به علت نگراني از احتمال ديپورت خود به ايران، دچار ضربههاي شديد روحي و رواني گشتند.
11 ـ پيگيري دولت آمريكا نسبت به عملكرد مشكوك بسياري از شركتهاي اقتصادي و تجاري و نيز مؤسسات و بنيادهاي فرهنگي و مذهبي ايراني موجود در آمريكا با بهرهگيري از ايرانياني كه اسناد و مدارك زيادي در دست دارند مبني بر ارتباط همهجانبه مديران و دستاندركاران آن با نظام تروريستي ايران و يا ارتباط آنان با ديگر اشخاص حقيقي و حقوقي مرتبط با اين نظام.
12 ـ قطع ارتباط رهبران سياسي حكومتهاي غربي با قليل اشخاصي كه نامي گمنام و ناآشنا براي مردم داخل ايران و آشنا براي رهبران سياسي آن حكومتها از جمله اتحاديه اروپا و آمريكا ميباشند و براي اغواء و فريب افكار اين رهبران و مردم آنان، مرتب در رسانهها و مطبوعات اين كشورها اعلام ميكنند كه مشكل مردم ايران، مشكل آزادي و حقوق بشر نيست بلكه خواسته آنان صرفاً رفع مشكلات اقتصادي موجود در كشور است و يا مرتب ميگويند خارج از رفرميستها (اصلاحطلبان) افرادي در درون نظام هستند كه گرايش به پراگماتيسم (مصلحتگرايي) دارند و خواهان روابط دوستانه با آمريكا ميباشند. اين افراد نيك ميدانند در كشوري كه محوريت قدرتِ نظام، ولي فقيه است و صاحب و منصب اين عنوان هم، شخص بيمار و خودشيفتهاي است به نام علي خامنهاي، كه برخوردار است از تصميمگيري تام فردي و رهبري دائمي، در آن صورت واژههاي رفرميسم (به رهبري خاتمي) و پراگماتيسم (به رهبري هاشمي رفسنجاني) هرگز نميتوانند نتيجه عملي و نهايي به خود بگيرند، همچنان كه در طول 8 سال اصلاحات محمد خاتمي نتوانسته است، به طوري كه حتّي پراگماتيسمها و رفرميستهاي حكومتي به بيثمر بودن اصلاحات در نظامي كه محور قدرت ولي فقيه است پي بردند. امّا اصرار اين سياست از سوي اين قليل افراد، اين شائبه را به وجود ميآورد كه آنان يا به نوعي بيمارند، يا اين كه منافع دارند از سوي جناحي از درون نظام و يا همچون بسياري عامل نظامند در لباس اپوزيسيون. و اگر نه، پس چرا اين عده قليل بجاي دعوت مكرر از آمريكا به برقراري روابط با ايران، ولو براي يك بار حاضر نشدند جمهوري اسلامي را در همان مطبوعات و رسانههاي غربي، بخاطر نقض همهجانبه حقوق بشر از جمله اعدامها، سنگسارها، زندان كردنها، سركوبيها و قتلهاي زنجيرهاي فعالين سياسي، دگرانديشان و نويسندگان در ايران محكوم نمايند و يا ولو براي يكبار از رهبران سياسي كشورهاي غربي و مجامع حقوق بشري دنيا نخواستند كه با توسل جستن به اهرمهاي متعدد فشار، جمهوري اسلامي را مجبور سازند كه از اعمال ضد حقوق بشري خود دست بردارد و به خواستها و مطالبات مردم ايران تن در دهد.
13 ـ مهمترين و حقيقيترين مسئلهاي را كه نياز است رهبران حكومتهاي دموكراتيك جهان، به آن آگاهي يابند اين كه جمهوري اسلامي ايران به دليل برخوردار بودن از ايدئولوژيك فقه شيعي حكومتي، هرگز اصلاح پذير نبوده و نخواهد بود و اگر نه، هشت سال حكومت اصلاحات خاتمي ميبايست حتماً نتيجه به همراه ميداشت، متاسفانه نه تنها نتيجهاي در بر نداشت بلكه رهبري جمهوري اسلامي ايران در طول هشت سال حكومت اصلاحات با زنداني كردن تمامي منتقدان و مخالفان دموكرات خارج از نظام و حتّي با زنداني كردن بسياري از اصلاحطلبان داخل نظام ميخواست اعلام كند كه نظام جمهوري اسلامي ايران يك تنه دارد و آن تنه هم، تنها رهبري است با نام و عنوان ولي فقيه، به طوري كه ولي فقيه از يكسو، در رأس دائمي نظام قرار دارد و از ديگر سو، از اقتدار تام و اختيارات فراقانون برخوردار است و دولتهاي اسلامي در ايران ولو با نام اصلاحات اسلامي شاخههاي مربوط به اين تنه هستند نه خود تنه، كه جز در ذات و شأن ولي فقيه نميباشد. به همين دليل، تاريخ شاهد و گواه است كه در طول 8 سال حكومت اصلاحات، اگرچه مردم ايران، هرازچندگاه از آزادي بيان، نوشتاري و تجمعات برخوردار بودند، امّا هيچگاه از امنيت و آزادي بعد از بيان، نوشتاري و تجمعات برخوردار نبودند. يعني در حكومت به اصطلاح اصلاحات، همين كه منتقدين، مخالفين و نويسندگان، نظراتشان را به شيوههاي دموكراتيك در بيانيهها، رسانهها و مطبوعات و يا ميتينگها بيان مينمودند بلافاصله آنان از طريق نهادهاي وابسته به نظام مورد شناسايي قرار ميگرفتند، بعد دستگير و روانه زندانها ميگشتند و به دنبال آن هم، عوامل حكومتي و رهبري به بدترين شكل، انواع شكنجههاي روحي و جسمي را بر آنان اعمال مينمودند و دولت اصلاحات هم، بجاي مقابله با رهبري نظام، آن هم در راستاي دفاع از حقوق آزاديخواهان و مردم ايران و يا درخواست كمك از مردم براي گذار از اين بحران، متأسفانه به قلدريها و زورگوئيهاي رهبري تمكين مينمود و سر فرود ميآورد، به طوري كه دولت اصلاحات به علت ترس از دو قدرت فراقانون موازي و پشتيبان همديگر، يعني ترس از سپاه پاسداران كه يك نهاد ميليتاريستي سركوبگر است و نيز ترس از رهبري نظام، با اتخاذ سياست گهي به نعل و گهي به ميخ و با تنها گذاشتن مردم و گاهي با اوباش خطاب كردن دانشجويان و مبارزين، تا آخر به فكر حفظ جان خود و دولت خود برآمده بود. بنابراين به گزاف نخواهم گفت كه دگربار فكر بازگشت به اصلاحات همانا فكر تداوم مشي تسلسل باطل، سهيم بودن در ريختن بيشتر خون مردم ايران و تضمين و تثبيت بقاي بيشتر نظام توتاليتري ولايت فقيه خواهد بود.
14 ـ پيگيري و بررسي دولت آمريكا نسبت به عملكرد صاحبان و مديران تعدادي از تلويزيونهاي ماهوارهاي فارسيزبان غير سياسي در كاليفرنيا كه آگاهانه با شركتهاي به ظاهر تجاري خصوصي امّا در واقع با شركتهاي تروريستي وزارت اطلاعات ايران مستقر در بسياري از شهرهاي ايران و يا كشورهاي عربي حوزه خليج فارس از جمله دوبي در امارات همكاري دارند به طوري كه چندين برابر بيشتر از قيمت واقعي، آگهيهاي تبليغاتي، يعني در واقع حق خيانت از آن شركتهاي تروريستي دريافت ميدارند مشروط بر آن كه براي هميشه غير سياسي بمانند و يا اين كه كلمهاي از حرف سياسي بر زبان نياورند، چرا كه:
1 ـ مقابلهاي باشند با تلويزيونهاي خصوصي و دولتي فارسيزبان در آمريكا كه براي مردم داخل ايران، برنامههاي سياسي توليد ميكنند.
2 ـ نفاق و خيانت رسانهاي را بجاي اتحاد و همبستگي ميان رسانههاي مدافع آزادي، تسرّي دهند و يا نيز تشديد نمايند.
3 ـ بتوانند با ايجاد مانع (از طريق تطميع) در مسير اطلاعرساني آزاد رسانهاي، بسياري از مردم درون و بيرون از مرز را از خيزش عمومي و اخبار و اتفاقات سياسي روز از جمله تداوم نقض حقوق بشر در ايران همچون اعدامها، سنگسارها، سركوبها، زندان كردنها و شكنجههاي آزاديخواهان، بي اطلاع نگاه دارند چرا كه تا اولاً، مانع پيوستن ديگر هموطنان به جمع آزاديخواهي گردند كه پيوسته مطالبات خود را به شيوههاي اعتراضي دموكراتيك جستجو ميكنند امّا در عوض مورد خشونت و سركوب واقع ميشوند. ثانياً، نگذارند كه فرياد دادخواهي آزاديخواهان معترض به گوش رهبران مجامع سياسي و حقوق بشري جهان برسد، چرا كه، تا آنان از مخالفتها و واقعيتهاي سياسي داخل ايران بيخبر بمانند و به تبع آن، با عكسالعمل و فشارهاي تنبيهي از سوي دنيا مواجه نگردند.
بنابراين، بر كنگره آمريكاست كه نسبت به اين مسائل، حساسيت نشان دهد و حداقل، قانوني را به تصويب برساند مبني بر غير قانوني بودن تلويزيونهاي فارسي زبان كه آگهيهاي تبليغاتيشان را به ظاهر، از شركتهاي خصوصي امّا در واقع از شركتهاي تروريستي داخل ايران و يا كشورهاي حوزه خليج فارس دريافت ميدارند.

منوچهر محمدي

---------------

پيام منوچهر محمدي به تمامي مردم داخل و خارج از مرز ايران
1 ـ خواستهاي است از تمامي خانوادههاي شهداي ايراني كه فرزندان، برادران، خواهران، پدران و مادرانشان را در جنگ با عراق از دست دادهاند و امّا خواسته نخست آن كه، نگذارند بيش از اين، مورد سوء استفاده و يا بهرهبرداري شخص بيمار و خودشيفتهاي به نام علي خامنهاي قرار بگيرند، شخصي كه جز به استحكام پايههاي ديكتاتوري خود ولو به بهاي سركوبها و ريختن خون مردم ايران فكر نكرده و نميكند. دوم آن كه، هيچگاه از سياستهاي رژيم استبدادي ولايت فقيه كه ذرهاي با خواست و انديشه شهداي جنگ تحميلي قرين نميباشد حمايت بعمل نياورند چرا كه تمامي شهداي به خاك خفته جنگ تحميلي، همچون تمامي مبارزان شهداي راه آزادي، در راستاي اهداف مشترك عالي، يعني آزادسازي كشور و آزادي مردم ايران بپا خاستند و شهيد گشتند. بنابر همين، خانوادههاي داغديده شهداي جنگ تحميلي، بعد از آزادي ايران، بيش از هر زمان ديگر، مورد احترام حقيقي مردم ايران خواهند بود.
2 ـ پيامي است به تمامي پاسداران، بسيجيان، نيروهاي انتظامي و سربازان داخل كشور، و آن اين كه از اوامر فرماندهان خود مبني بر اعمال خشونت نسبت به ملت سر باز زنند، هيچگاه گلولههاي تفنگ را به سوي هموطنان مُعترض و آزاديخواه خود، نشانه نگيرند، از دستورات مسئولين و فرماندهان خود مبني بر اجراي حكم اعدامهاي مخفي و غير مخفي همچون سنگسارها، تيربارانها، دارزدنها و قطع دستها و پاها، امتناع ورزند. از خدمت به كاري كه در راستاي سركوب ملت و ريختن خون هموطنان آنهاست استعفا دهند و يا حداقل نسبت به انجام آن كار خودداري ورزند تا قبل از اين كه دستان خود را به خون هموطنانشان آلوده سازند و پرونده سياه قطور قتل و سركوب و ضد حقوق بشري براي خود فراهم نمايند. و امّا اگر آناني كه تاكنون در سركوبي مردم ايران نقش ايفا كردهاند و يا دستانشان را به خون پاك هموطنانشان آلوده ساختهاند، حداقل از اين به بعد توبه كنند و تا دير نشده به ملت بپيوندند و امّا در شرايط قرار گرفتن فشار و تهديد جاني از سوي حكومت، به علت امتناع از تكرار قتل و سركوب، اگر شده از كشور بگريزند به طوري كه در اولين فرصت خود را به دفتر سازمان ملل متحد در كشورهاي مربوطه برسانند و در آنجا با بازگويي و افشاگري جنايتها و اعمال ضد حقوق بشري رژيم و نيز با ارائه اسناد مستدل و محكم از شغل و كارهاي خود، تقاضاي پناهندگي نمايند بجاي آن كه در كشور بمانند و همچنان به قتل و سركوبي هموطنمان خود اقدام ورزند.
3 ـ خواستهاي است مبني بر تحريم همگاني انتخابات از جمله انتخابات مجلس شوراي اسلامي، رياست جمهوري، شوراي شهر و مجلس خبرگان از سوي تمامي مردم، بويژه اپوزيسيونهاي درون و بيرون از مرز و به دنبال آن، ايفاي رسالت تمامي مطبوعات و رسانههاي فارسي زبان برون مرزي مبني بر بكارگيري نخبگان، مفسرين، متخصصين و گروههاي سياسي در جهت آگاهي دادن و نيز نهادينه كردن تفكر تحريم همگاني انتخابات.
اگرچه بسياري از اپوزيسيونها، اشخاص سياسي منفرد و گروههاي سياسي در داخل و خارج از مرز، در زمان به اصطلاح اصلاحات، توجيهي براي دعوت مردم و يا حضور خود در انتخابات داشتند، امّا از اكنون به بعد، بويژه در زمان رياست جمهوري احمدينژاد، نه تنها تداوم اين سياست از سوي آنان، منطقي، دموكراتيك و قابل توجيه نيست، بلكه اين حقيقت را آشكار ميسازد كه آنان، بازيگراني هستند كه با ايفا كردن نقش دوجانبه، از يك سو براي فريب افكار عمومي، ادعاي حضور در صحنه مبارزات و دغدغه وطن و آزاديخواهي دارند و از ديگر سو، براي جلوگيري از هزينه شدن بيشتر و نيز حفظ و امنيت خود و يا شايد به جهت منافع پشت پرده، به هنگام نياز حكومت براي گذار از بحران مشروعيت، سوپاپ اطمينان و يا استفاده ابزاري مناسبي براي مشروعيت بخشي نظام مبدل خواهند شد. امّا توصيه من به آنان اين است از اكنون به بعد، تداوم اين سياست از سوي هر شخص و گروه و دستهاي، ولو اين كه در هر شرايط و موقعيتي كه نظام قرار گرفته باشد حتّي در شرايط بازگشت مجدد به اصلاحات، خيانت به ملت و كشور و نيز كمك در ريختن بيشتر خون مردم ايران و يا كمك براي تثبيت بقاي بيشتر نظام، تلقي خواهد شد، چرا كه، همگان نيك ميدانند تا زماني كه محوريت قدرت نظام، ولي فقيه است ولو بازگشت مجدد به اصلاحات، همانا بازگشت تداوم مشي تسلسل باطل خواهد بود، زيرا كه در حقيقت، مشكل در جابجايي يا تغيير دولت نيست بلكه مشكل در خود ولايت فقيه است كه از يك طرف، از اقتدار تام و اختيارات فراقانون برخوردار است و از طرف ديگر، ايدئولوژي برگرفته از ولايت فقيه، ريشه در استبداد دارد و به هيچ صراطي مستقيم نيست.
4 ـ خواستهاي است از تمامي هنرمندان و ورزشكاران داخل ايران، و آن اين كه نگذارند كه همچون گذشته در هيچ يك از انتخابات آتي، به استفاده ابزاري حكومت مبدل گردند، چرا كه در آن صورت هر خوني را كه نظام، از مُعترضين، آزاديخواهان و مردم ايران بر زمين ميريزد بيشك آنان، در ريخته شدن تمامي آن خونها، سهيم خواهند بود.
مطابق معمول، رژيم جمهوري اسلامي ايران، در آستانه هر يك از انتخابات فرمايشي از جمله، مجلس شوراي اسلامي، رياست جمهوري، شوراي شهر و مجلس خبرگان، هنرمندان و ورزشكاران را به علت برخوردار بودن از محبوبيت ميان توده مردم ايران، متأسفانه مورد استفاده ابزاري يا به عبارتي مورد سوء استفاده قرار ميدهند، به اين صورت كه از آنان ميخواهند كه با حضور خود در رسانهها از جمله تلويزيونها، مردم ايران را دعوت به حضور در انتخابات فرمايشي نمايند تا مردم با حضور خود در سر صندوقهاي رأي، موجبات مشروعيتبخشي نظام را فراهم سازند به طوري كه رژيم بتواند از يكسو، در اقدامي فريبكارانه، حضور مردم در صحنه انتخابات را به حساب علاقمندي مردم به نظام ولايت فقيه بنويسد. و از ديگر سو، نظامهاي دموكراتيك دنيا از جمله غرب را قانع و توجيه نمايد كه مطابق نتايج انتخابات، همچنان بايد رژيم اسلامي را به علت برخوردار بودن پايگاه در ميان توده مردم ايران، مورد حمايت قرار داد و يا حتّي هم شده، بايد براي حفظ و بقاي نظام تلاش بعمل آورد ولو به بهاي سركوبي جنبش آزاديخواهي در ايران. همگان نيك ميدانند، حتّي اگر تمامي مردم ايران، انتخابات فرمايشي نظام را تحريم كنند و در آن حضور نيابند، رژيم از عنوان مصلحت در اسلام بهره خواهد جست و در نهايت آراي غير واقعي بالايي را به نفع نظام و در راستاي فريب افكار عمومي داخلي و خارجي اعلام خواهد نمود. توسل به اجراي سياست دروغين و غير دموكراتيك چون اعلام آراي غيرواقعي از سوي حكومت، نبايست براي تحريم كنندگان انتخابات، مهم تلقي گردد، بلكه مهم، حضور و مشاهدات عيني خبرنگاران خارجي است كه بحران روزافزون مشروعيت نظام را كه در واقع با عدم حضور مردم در سر صندوقهاي رأي محقق ميگردد به دنيا، مخابره خواهند نمود. فقط كافي است مردم ايران، تمامي طول روز انتخابات، حتّي براي يك ثانيه از منزل خود خارج نشوند و براي تماشاي صحنههاي انتخابات از جمله ديدار با ورزشكاران مطرح و ديدن شوي هنرمندان در ميادين شهرها، كه حكومت براي كشاندن مردم به سر صندوقهاي رأي ترتيب ميدهد، حضور نيابند، تا خبرنگاران خارجي، اشتباهاً آن را به حساب حضور گسترده مردم در سرِ صندوقهاي رأي ننويسند و به دنيا مخابره نكنند.
5 ـ خواستهاي است از تمامي هنرمندان خارج از مرز ايران، بويژه تمامي خوانندههاي ايراني مقيم آمريكا و اروپا، مبني بر قطع ارتباط و همكاري با بسياري از تلويزيونهاي غير سياسي كه در ظاهر، از شركتهاي تجاري داخل كشور يا كشورهاي حوزه خليج فارس، امّا در حقيقت از شركتهاي تروريستي وزارت اطلاعات، آگهيهاي تبليغاتي دريافت ميدارند. هنرمندان ايراني مقيم خارج نبايست فراموش كنند كه تروريستهاي بيمار و خشك مغز جمهوري اسلامي در پناه همين شركتها در كشورهاي حوزه خليج فارس، تركيه و اروپا بود كه صدها هموطن، از جمله دگرانديشان، نويسندگان و فعالين سياسي و حقوق بشري را شناسايي و به شيوههاي مختلف غيرانساني، به قتل رساندهاند. ولو اين كه اگر هنرمندان چشمها را ببندند و فرض را بر اين قرار دهند كه اين نوع تلويزيونها هيچ داد و ستد مستقيم و يا ولو هم، غيرمستقيم با رژيم جمهوري اسلامي ايران نداشته و ندارند، اما همكاري هنرمندان با اين نوع تلويزيونها، يعني همكاري با رژيم ولايت فقيه. چرا كه، اين نوع تلويزيونها وقتي حاضر نميشوند حتّي كلمهاي از مطالبات و خواستههاي واقعي مردم داخل كشور را كه مدتهاست به شكل جنبشي سياسي اجتماعي سراسري متبلور گشته است خبررساني نمايند، و يا وقتي كه فريادها و ضجّههاي زير شكنجه لـحظه به لـحظه آزاديخواهان در زندانها به فلك ميرسد امّا به گوش آنان نميرسد و يا اگر ميرسد با پشت كردن به اخلاق رسانهاي، حتّي لـحظهاي حاضر نميشوند آن را به گوش ديگر هموطنان برسانند، آيا اين به معناي همان تداوم سياست رژيم از سوي اين تلويزيونها مبني بر بيخبر نگاه داشتن مردم از اعتراضات و اتفاقات سياسي روز از جمله شكنجهها و خونهاي در حال ريخته شدن مردم ايران در داخل زندانها و به تبع آن سياست جلوگيري از پيوستن ديگر مردمان به جمع آزاديخواهان نميباشد، و آيا همكاري هنرمندان با تلويزيونهايي كه مديران و صاحبان آنان با بكارگيري آنان، سعي در جذب روزافزون بينندگان دارند آن هم به بهاي فاصله و جدايي هرچه بيشتر بين مردم عادي و اكثر مردم معترض ايران يا به عبارتي آزاديخواهان، نوعي همكاري با جمهوري اسلامي ايران تلقي نميشود؟! آن هم آزاديخواهاني كه جز در راستاي دفاع از ملت، از جمله دفاع از هنرمندان و كمك براي اجراي برنامه آزادانه آنان در فرداي آزادي ايران بپا نخاستند و خوني نريختند.
بنابراين در اين برهه حساس زماني، كافي است كه هنرمندان ولو براي يك بار هم شده، وجدان خود را قاضي قرار دهند و عميقاً تأمل و انديشه نمايند كه چرا اكثر آنان، ناخواسته آواره كشورهايي گشتهاند كه زندگي در آن كشورها، براي آنان، همچون زندگي در ايران مطلوبيت ندارد، مگر نه آن است كه رژيم اسلامي مسبب همه آوارهگيهاي آنان است، مگر جز آن است كه رژيم ولايت فقيه هيچ ارزش و بهايي، نه تنها براي توليدات هنري آنان بلكه براي خود آنان هم، قائل نيست پس چرا آنها تن به ذلّت بزرگي همچون همكاري با تلويزيونهايي ميدهند كه درآمد و تجارت هرچه بيشتر آنان بستگي دارد به ريختن خون هرچه بيشتر هموطنان آنان، آن هم هموطناني كه فقط محكومند به فهميدن و يا دفاع از حقوق خود آنان. بنابراين، اگر صاحبان و مديران تلويزيونهاي غير سياسي، همچنان بناي پيوستن به ملت ندارند و چون گذشته، مصمم به همكاري با شركتهاي به ظاهر تجاري امّا در حقيقت تروريستي رژيم ميباشند، حداقل انتظار از تمامي كارمندان آن تلويزيونها و از هنرمندان، بويژه خوانندهها، اتخاذ سياستي چون بايكوت تلويزيونهاي غير سياسي و پيوستن به جمع تلويزيونهاي سياسي است و يا لااقل، ايجاد يك تلويزيون سياسي هنري سالم و قدرتمند مستقل و غير وابسته به رژيم، با رعايت اخلاق رسانهاي است بجاي همكاري با تلويزيونهايي كه با ادلّههاي محكم و مُبرهن بي شمار، متّهمند به همكاري با رژيم و خيانت به مردم ايران.

منوچهر محمدي

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در شنبه 29 تیر1387 و ساعت 17:1 |

مبارز خستگی ناپذير خالد هردانی طی تماس تلفنی از زندان اعلام حمايت خود و ديگر زندانيان در بند و زندانهای شهرهای ايران را اعلام نموده و ابراز داشتن تا ساعتی كه منوچهر محمدی در راه مبارزه برای آزادی مردم ايران از يوغ رژيم دژخيم آخوندی گام بر ميدارد با ايشان همسو و همصدا خواهند بود.

اسامی زندانيان حمايت كننده :

خالد هردانی - كريم معروف عزيز - اركان گل تكين - فرهنگ پور منصوری - شهرام پور منصوری - آزاده گرايی - شهناز كی پور - ناصر و احمد يوسفی - رضا مقدم - كريم قادری - كاوه مژدی فر - هارون دوانی - طالقان جلی باو .

زندانيان سياسی زندانهای :

اهواز - بندر عباس - اروميه - سنندج

خالد هردانی

 زندان مخوف رجايی شهر كرج

با سپاس از سایت رسمی حمایت از زندانیان سیاسی ( جواد وصالی )

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در شنبه 29 تیر1387 و ساعت 16:48 |
بنام آزادی و بنام خلق بپا خاسته

ساعتی پیش از درون زندان گوهر دشت کرج به کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران خبر رسید که علی جان گرائی به اتفاق فرزندش محسن گرائی که حدود چندین هفته در بند انفرادی اطلاعات سپاه زندان گوهر دشت کرج زیر شدید ترین بازجوئی ها قرار گرفته بودند برای چند دقیقه ملاقات با دیگر اعضای خانواده خود بنامهای شهناز کی پور مادر خانواده و آزاده گرائی فرزند خانواده که در بند نسوان زندان بسر می برند با چشم بند از بند اطلاعات سپاه به سالن ملاقات منتقل شدند

شاهدان عینی خبر دادند که محسن گرائی توان راه رفتن را نداشته و عده ایی به او کمک می کردند که بتواند روی پای خود بایستد این نشانه شکنجه جسمی شدید بر روی این زندانی سیاسی می باشد یاد آور می شویم اتهامات اخیر این زندانیان ارتباط با رسانه های خبری خارج کشور از درون زندان و ارسال خبر زجر و شکنجه خود به سایت های حقوق بشری می باشد

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران ضمن محکوم کردن شکنجه این عزیزان  از تمامی سایت ها و مجامع حقوق بشری خواستار است خارج از ایدولژی افراد بازداشت شده فریاد رس این زندانیان باشند تا ملتهای آزادیخواه دنیا را از نغض فاحش حقوق انسانی در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی با خبر سازیم.

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

کپی برداری با حفظ منبع خبر آزاد است

                                    iiil34mdeywgu1nhjvga.jpg               

                                         علی جان گرائی

                                           2jucr9557egptzch90nl.jpg     

                                                   محسن گرائی

جمعه ساعت ۳۰/۱ دقیقه بعد اظهر مورخ ۲۸/ ۴/۸۷ 

 

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در جمعه 28 تیر1387 و ساعت 13:28 |
گزارشی از وضعیت نگران کننده مهندس عليداد حسنی

 

                       lqztvt0ekbnudhjb708g.jpg

مهندس عليداد حسنی متولد ۲۸-۳-۱۹۵۷ درفيروز آباد (شيراز) از فعالين حقوق بشر و از اولين افراد معترض به قوانين تبعيض آميز مربوط به زنان و عضو كمپين يك ميليون امضاء در تاريخ ۱۶-تيرماه ۱۳۸۶ با يورش مامورين وزارت اطلاعات دستگير شد. مهندس عليداد حسنی در طی بازجوئيها توسط بازجويان وزارت اطلاعات تحت شكنجه های جسمی و روحی شديدی قرار داشتند و همچنين با تحت فشار قرار دادن خانواده وی مبنی بر سكوت نمودن همسرشان و ندادن اطلاع به فعالين سياسی و حقوق بشری و همينطور تهديد معاون زندان كه در صورت اطلاع رسانی وی را به بند قاتلين و زندانيان خطر ناك انتقال داده خواهد شد. لازم به ذكر ميباشد كه درگزارش سالانه كانون مدافعان حقوق بشر در سال ۱۳۸۶ از وضعيت مهندس عليداد حسنی و اتهامات وارده به ايشان به ثبت رسيده است.مهندس حسنی پس از بازجوئی های گسترده به زندان عادل شيراز منتقل گرديد. ايشان از زمان دستگيری تا چند ماه از كمترين حقوق مدنی كه،حق ملاقات با خانواده و استفاده از وكيل را نداشتند. پس از گذشت چندی آقای كريم صادقی وكالت ايشان را پذيرفتند. آقای كريم صادقی قبلا پرونده ۵ نفر را كه متهم به جاسوسی برای اسرائيل را برعهده داشته است. پس از پيگيري های مستمر موفق به در خواست قرار وثيقه برای آزادی مهندس عليدادحسنی از دادگاه انقلاب شدند. كه در ابتدا شعبه يك دادسرای انقلاب شيراز با توديع وثيقه ۱۰۰ ميليون تومان مشروط كرده بود كه خانواده ايشان به دادگاه اعلام كردند توانايی توديع اين وثيقه را نداشته و پس گذشت چندی دادگاه با وثيقه ۵۰ ميليون تومان موافقت كرد .همسر عليداد حسنی در گفتگو با بخش فارسی راديو بی بی سی از كاهش وثيقه خبر داده و گفته بود با توديع اين مبلغ از زندان در تاريخ ۱۶-آذر ماه ۱۳۸۶ آزاد شد. ولی اين آزادی كوتاه مدت بود. در تاريخ ۲۵-ديماه با دريافت احضاريه مجدداً به دادگاه فرا خوانده شد. در زمان دستگيری متهم به نشر شبنامه و برگذاری جلسات و سخنرانی و اقدام بر عليه امنيت ملی و آلت دست گروهای خارجی مبنی بر ( براندازی نرم ) نظام اقدام نموده است. ولی طی اظهارات مهندس حسنی در اين احضاريه موضوع احضار و اتهامی ذكر نشده بود و در زمان مراجعه به دادگاه در مورخ ۲۵-ديماه ۱۳۸۶ بدون هيچگونه تفهيم اتهامی به زندان انتقال داده شد. درتماس با خانواده ايشان اعلام نمودند با مراجعه به دادگاه انقلاب شيراز برای كسب اطلاع از وضعيت مهندس حسنی و در خواست ملاقات با برخورد شديد مامورين نيروی انتظامی مستقر در دادگاه مواجه شدند. با گذشت ۲۱ روز از دستگيری مجدد همچنان ممنوع الملاقات بوده كه اين امر باعث نگرانی بسيار زياد خانواده وی گشته و علت دستگيری مجدد در ابهام بود و معلوم نبود چرا از ابتدايی ترين حقوق مدنی محروم گرديده بود در طی پيگيريهای مستمر خانواده و وكيل ايشان كريم صادقی در تاريخ ۱۸- بهمن ماه ۱۳۸۶ موفق شدند نامه آزادی ايشان را از دادگاه انقلاب دريافت كنند. پس از آزادی از زندان مهندس حسنی ابراز نمودند كه در مدت يكماه در بازداشت زير بدترين شكنجه های جسمی و روحی روانی قرار گرفته و از ايشان خواسته شده بود كه با شركت در مصاحبه تلويزيونی ابراز ندامت و پشيمانی نمايد كه ايشان از اين امر خود داری نموده و حتی در بازجوئيها اعلام نموده تا زمانی كه تبعيض در ايران هست ادامه خواهد داد.پس از چند روز از آزادی در ۲۲ بهمن سياه اقدام به صدور بيانيه نمودند. ولی باز هم آرامش از خانواده ايشان گرفته شد و اين بار فرزند ايشان كامران حسنی در ۱۹-اسفندماه به اتهام كشيدن كاريكاتور سران دولت جمهوری اسلامی و اهانت به شخص رهبری و ديگر سران رژيم آخوندی دستگير و تا كنون هيچگونه اطلاعی از محل نگهداری و سلامت وی در دست نيست. چند روز قبل با تماس تلفنی با خانواده حسنی تهديد نمودند دادن هرگونه اطلاع به سازمانها و مدافعين حقوق بشر مربوط به دستگيری كامران حسنی با جنازه وی روبرو خواهند شد و با تهديد شخص مهندس عليداد حسنی مبنی بر اينكه پرونده ايشان تا كنون حكم قطعی صادر نشده به حكم اعدام تهديد نمودند.لازم به ياد آوری ميباشد كه در روزهای اخير بابرخورد شديدتر با فعالين سياسی روبرو هستيم و با صدور احكام زندان طولانی مدت و اعدام وسركوب و خفقان حاكم از تمامی نهادها و سازمانهای حقوق بشر كه مدافع حقوق بشر ميباشند تقاضا منديم نسبت به وضعيت ايشان و خانواده اش همكاری لازم را مبذول نمايند.

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در چهارشنبه 26 تیر1387 و ساعت 16:52 |

 kc3h1bmwfpj5io03cttu.jpg 

علی جان گرائی ( پدر خانواده )

ywz9urqwdlwrqh65gau.jpg 

شهناز کی پور ( مادر خانواده )

u9f9goocpva31ie1os5s.jpg 

آزاده گرائی ( دانشجو )

x1xrc1074f859shreux3.jpg 

محسن گرائی ( دانشجو )

تصاویری را که مشاهده میفرمائید متعلق به یک خانواده می باشد که توسط وزارت اطلاعات کرج  دستگیر و بعد از تحمل چند ماه سلول انفرادی به بند عموی زندان گوهر دشت منتقل می شوند

یاد آور می شویم دو تن از بازداشتیان بنام علی جان گرائی  و محسن گرائی در حال حاضر  از بند عمومی به جای نامعلومی منتقل شده اند کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران هر گونه بد رفتاری  و شکنجه روحی و روانی نسبت به این عزیزان را متوجه مسئولین زندان و وزارت اطلاعات کرج می داند و مسئولیت جان زندانیان یاد شده را بر عهده این دو نهاد می داند

این کانون ضمن تشکر از تمامی مجامع حقوق بشری  خواستار پیگیری های مداوم در خصوص تمامی زندانیان سیاسی می باشد

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

کپی برداری از تصاویر و نوشته با ذکر منبع خبر آزاد می باشد

 

 

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در جمعه 21 تیر1387 و ساعت 14:50 |
blwi9dsajx4t2p6o2u09.jpg هموطنان و همرزمان گرامی هم اکنون می توانید از طریق تل استار ۱۲ کانال یک را بطور مستقیم و با کیفیت بالا تما شا کنید برای  دریافت فرکانس لطفا به سایت کانال یک بروید  با سپاس

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

llll پخش مستقیم تلویزیون کانال یک از اینترنت llll

برای دیدن تلویزیون مبارز کانال یک از اینترنت لطفا بر روی لینک زیر کلیک فرمایید:


http://www.ch1online.tk/

http://www.ch1online.tk/


llll وبلاگ اعتراض به کمپانی RRSAT راه اندازی شد! llll



برای اعتراض به کمپانی RRSAT که تلویزیون مبارز کانال یک را از فرکانس ۱۱۷۸۵ ماهواره هاتبرد ۸ قطع کرده است لطفا به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://www.eterazberrsat.tk/



llll نگذارید تلویزیون کانال یک خاموش شود llll

ما هستیم

موجم اگر می روم گر نروم نیستم

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم



از تلویزیون مبارز کانال یک حمایت مالی کنید و نگذارید این صدای آزادیخواه خاموش شود

شماره حساب بانکی تلویزیون کانال یک در آمریکا و اروپا:

Bank Of Germany

Citi Bank
Bankleitzahl 30020900
Konto-Nr 2009810660
B.Faegh

---------------------------
Bank Of American

Channel One Tv
Account 12018-42376
Routing 122000667

آدرس پستی تلویزیون کانال یک:

P.O.BOX632 Canoga Park ,ca,91305

آدرس وبسایت تلویزیون کانال یک:

http://www.ch1.cc/

شماره تلفن دفتر تلویزیون کانال یک:

5422 - 884 (818) 001

هموطنانی که در ایران هستند هرچه قدر که می توانند به تلویزیون مبارز کانال یک کمک کنند را در یک پاکت نامه بگذارند و این پاکت را به آدرس پستی تلویزیون مبارز کانال یک از طریق پست بفرستند و یا اول این پاکت نامه را به یکی از دوستان و بستگان خود که خارج از ایران است ارسال کنند و بعد از آن دوست یا فامیل بخواهند زود پاکت نامه را برای کانال یک پست کنند.

با سپاس

هموطنان گرامی نگذارید تلویزیون مبارز کانال یک همانند تلویزیون آزادی و NITV خاموش شود.

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در جمعه 14 تیر1387 و ساعت 3:10 |
18تیر را فراموش نکنیم.
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
۱۸ تیر را هر گز نباید فراموش کرد چرا که در این روز نقطه عطفی بود بر ادامه مبارزات خیابانی و دانشجوئی مردم آزادیخواه ایران که به لطف فداکاری های دانشجویان قهرمانی همچون
 
زنده یاد اکبر محمدی  ٬ منو چهر محمدی٬ فخر آور ٬ احمد باطبی  و بهروز جاوید تهرانی در تاریخ مبارزاتی ایران جاودان باقی ماند
 
بیاد این روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷ ساعت ۵ بعداظهر جلوی درب اصلی دانشگاه تهران گرد هم می آئیم تا آن روز بزرگ و افتخار آمیز را گرامی بداریم
 
کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران
 
+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در پنجشنبه 13 تیر1387 و ساعت 2:30 |

باتأييدات پروردگاربندي ازپاي يكي ديگرازفرزندان دليردربندايران پس ازنه سال گسسته شد.

پس ازگذشت نه سال ازواقعه كوي دانشگاه درسال۱۳۷۸ سرانجام احمدباطبي

باپيكري رنجوراززخمهايي كه نه سال دردخمه هاي دژخيمان بربدن اوبه يادگارنهادند وبا

پيگيري هاي سازمان حقوق بشروكمكهاي شايان حزب دمكرات كردستان خودرابه آمريكا

رسانيد.

به اميدآزادي تمامي فرزندان دربندايران وطلب آمرزش براي دوستان ازدست رفته

وعرض تبريك به مادراني كه اين چنين فرزنداني به ايران تقديم كردند.

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در چهارشنبه 12 تیر1387 و ساعت 4:32 |

وثیقه سنگین ۵۰ میلیون تومانی برای کوروش احمدی یکی از زندانیان سیاسی

کوروش احمدی  بعد از سپردن این وثیقه  به ۳ سال حبس تعلیقی به مدت ۵ سال محکوم شد

نامبرده در سال ۸۲ خورشیدی بعد از تحمل نزدیک به ۲ ماه سلول انفرادی و چندین ماه بند عمومی به  حبس تعلیقی محکوم شد

اتهام  اقدام علیه امنیت ملی   - از طریق  ارتباط با عوامل استکبار جهانی ؟

تشویش اذهان عمومی -  از طریق مصاحبه با رسانه ها و پخش اعلامیه و شب نامه

توهین به مقام رهبری - از طریق نوشتن کتابی  در بر گرفته از خاطرات زندان ( ناگفته نماند بخاطر توهین به مقام رهبری جدا از حبس قبلی  مدت ۱ ماه را در  سلول انفرادی و ۵ ماه را در بند عمومی زندان گوهر دشت کرج سپری کرده است  نام کتاب بهای آزادی که وبلاگ ایشان به همین نام   راه اندازی شده است

پاینده ایران

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

 

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 1:26 |

ارژنگ داودی

هم رزمان ارژنگ داودی از درون زندان گوهر دشت کرج   اعلام داشتند خبر بر اورده شدن خواسته های ارژنگ داودی  دروغ محض است

ایشان  بخاطر عفونت معده وبه درخواست همرزمان و فعالین سیاسی خود مجبور به شکستن اعتصاب غذای خود شد متن خبر در ذیل   آمده است

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 0:44 |
بنام ایران و بنام خلق بپا خاسته

در روزهای اخیرو در بر خی از وبلاگ ها آمده بود که مسئولین زندان رجائی شهر تمام خواسته های ارژنگ داودی را بر آورده کردند  ؟

این خبر توسط عده ایی شایعه می شود که اصلا از درون زندان هیچ اطلاعی ندارند و  بخاطر مطرح کردن خود و گروهای وابسته به خود قصد دارند این چنین دروغ افکنی کنند

صبح امروز با تماس تلفنی از درون زندان رجائی شهر کرج آمده بود ارژنگ داودی بخاطر عفونت شدید معده و ضعف جسمانی   و بخاطر    در خواست   تعدادی از فعالین سیاسی و زندانیان سیاسی درون زندان از آقای داودی   ایشان مجبور شدند اعتصاب غذای خود را بشکنند  و خواست همرزمان خود  را احترام بگذارد

این در شرایطی است که مسئولین زندان کوچکترین تغاضای ارژنگ را هم نپذیرفتند و مسئولین زندان از شخص خدیوی گرفته تا حاج کاظم  کماکان به آزار و اذیت زندانیان سیاسی ادامه می دهند

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران  از همه دوستداران حقوق بشر و فعالین سیاسی که دلشان برای زندانیان سیاسی بدرد می آید تغاضا  مند است   در ارسال خبر زندانیان سیاسی کمال احتیاط را بکنند و با درج خبری که هر گز صحت ندارد مسئولین بی رحم زندان را انسان دوست معرفی نکنند و سعی کنند از منابع خبری مطمئن کسب اطلاع شوند بعد آن خبر را منشر کنند

ارژنگ داودی بر خلاف آن سایتی که این خبر را منتشر کرده است که گفته شده از قول ارژنگ که ایشان فقط از این دو گروه تشکر کرده است   یاد آور شده که   قدر دانی خودم را از تمامی مدافعان حقوق بشر و آزادیخواهان بدون ذکر نام اعلام می دارم

پاینده ایران

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

 

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 0:23 |

سرکوبها و تهدیدات علیه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج

 

بنام آفریدگار آزادی
با درود به روان پاک تمامی جانباختگان راه عزت و آزادی ایران و ایرانیان
بسیار روشن ومبرهن است حکومتی که به زعامت ولایت وسیادت سیاستگزاریهای آقای خامنه ای تاسیس و تشکیل شود . رئیس قوه قضائیش همچون آقای شاهرودی خواهد بود که دیدیم. آقای حدادعادل رئیس قوه مقننه در تحقیق و تفحص از این نهاد په گزارشی تهیه و منتشر نمود رئیس جمهورش آقای احمدی نژاد خواهد بود که به جهت مالی خولیائی بودنش خود را منبع ساطع کننده نور سبز می داند و با شعارها و رفتارهایش کشور را به آستانۀ نابودی و اضمحلال کشنده تا دامنه که می رسد به فردی چون آقای خدیوی رئیس حفاظت و اطلاعات جدید زندان رجائی شهر کرج که بر پیروی از ولی نعمتانش که منافع ملت ایران را در دریای مازنداران و خلیج فارس و غیره در جهت حفظ منافع فردی و سلطنت ملایان به ثمن بخت به فروش گذاشته اند او نیز از تعدادی زندانی خود فروخته و جاسوس در برابر آزادیخواهان و زندانیان سیاسی حمایت کند و حتی جسارت را به جایی می رساند که از آنها بخواهد بر علیه زندانیان سیاسی شکایت و پرونده سازی کنند و خود نیز در رفتاری غیر انسانی و ناقض حقوق شهروندی به غیر از .... رئیس قوه قضائیه به محض رسیدن و تکیه زدن بر مسند قدرت در راستای سرکوب زندانیان سیاسی اولین فرد آقای جاوید طهرانی را به انفرادی بند 1 که محل نگهداری زندانیان بیمار و خطرناک می باشد منتقل می نماید و امروز نوبت آقای امیر حسین حشمت ساران است که به جهت برخورد با تعدادی از زندانیان جاسوس مورد خشم ایشان قرار گرفته مورد فحاشی و بی احترامی و تهدید به پرونده سازی و غیره قرار می گیرد . خلاصه خانه از پای بست ویران است، و خداوند آخر و عاقبت این کشور را با چنین متولیانی که ادعای بر پایی حکومت عدل علی را دارند ولی چون معایه عمل می کنند به خیر کند.
لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی بدینوسیله در اعتراض به رفتارهای غیر انسانی آقای خدیوی و معاون او کوکبی که از جلادان وزارت اطلاعات در زندان اوین و از سرکوب کننده گان زندانیان سیاسی بوده و اخیرا برای سرکوب زندانیان سیاسی به زندان گوهردشت فرستاده شده است لذا به مدت اعتصاب غذای خود 3 روز دیگر می افزاییم و به ملت بزگوار ایران وکالت می دهیم تا در صبح آزادی افرادی جنایتکار و وطن فروش وزارت اطلاعات و افرادی مانند حاج کاظم رئیس زندان، علی محمدی معاون زندان ، نوید خدیوی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان و معاون دژخیم او کوکبی را نیز در یک دادگاه عدالت ملی به محاکمه و به سزای اعمال ننگین امروزشان برسند.
جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهداشت کرج

با سپاس از سایت رسمی حمایت از زندانیان سیاسی ( جواد وصالی )

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در یکشنبه 2 تیر1387 و ساعت 23:14 |

اعلام اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند5 فرعی زندان گوهرداشت کرج

 

بنام آفریدگار آزادی،
با درود به روان پاک تمامی جانباختگان راه عزت و آزادی ایران و ایرانیان
ما زندانیان سیاسی محبوس در بند 2 ،5 فرعی زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت) در حمایت از بیانیه زندانیان سیاسی زندان دستگرد اصفهان و جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج از بعد از ظهر روز جمعه 31 خرداد اعلام اعتصاب غذا می نماییم . واز تمامی ملت شریف در داخل و خارج ایران خواستار حمایت آنها هستیم وبا اعتراضات خود ما را یاری نمایند.
زندانیان سیاسی فرعی5 زندان رجائی شهر کرج (گوهرداشت)

امیر حشمت ساران
افشین بایمانی
علی رضا کرمی خیر آبادی

با سپاس از سایت رسمی حمایت از زندانیان سیاسی ( جواو وصالی )

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

+ نوشته شده توسط آخرین فریاد در یکشنبه 2 تیر1387 و ساعت 0:18 |
185449acwny.jpg">